تو سر تا پا وفا بودی تو را من بی وفا کردم
(نیما)
![]()
والنتاین مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک![]()
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني
.....
من كه بايد بروم
برسم جايى دور
كه نباشد اثرى از من و بيچارگي ام
سفر ظلمت من تا دل نور
من كه بايد بروم
خانه تنگ است و سياه !
نازنين دلبر من !
عمر من گشته تباه
غمم از داغ سكوت
زخمم از حسرت عشق
حسرت دیــــدن تو
مُردم از كثرت عشق !
من كه بايد بروم
زير رگبار تگرگ
راهى دشت خَموشم ، به خدا
عاشق خلوت مرگ
نه صدايى كه من آزرده شوم
نه دروغى ، نه فريبى ، نه ريا
بروم تا سر آن كوه بلند
كه نوشتي تو بر آن اسم مرا
كاشكي سنگ مزارم بود و...
حبس مي شد نفس سينه ي من
كاش با دست تو پايان مي يافت
غم تنهايي ديرينه ي من
....
مرگ من روزی فرا خواهد رسید:![]()
در بهاری روشن از امواج نور![]()
در زمستانی غبار آلود و دور![]()
یا خزانی خالی از فریاد و شور![]()
مرگ من روزی فرا خواهد رسید:![]()
روزی از این تلخ و شیرین روزها![]()
روز پوچی همچو روزان دگر![]()
سایه ای زامروزها، دیروزها!![]()
دیدگانم همچو دالانها ی تار![]()
گونه هایم همچو مرمرهای سرد ![]()
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود![]()
من تهی خواهم شد ا زفریاد درد


